از جمله تقلیدهایی كه رضاخان تلاش كرد از روی عملكرد آتاترك در ایران انجام دهد موضوع كشف حجاب بود.

شاه مجاب شده بود كه چنانچه زنان ایرانی، حجاب ملی و دینی خود را كنار بگذارند و ملبس به لباسهایی شوند كه زنان فرنگ می‌پوشند؛ می‌توانند در سایر وجوه و شئون اجتماعی نیز، مانند فعالیتهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی زنان فرنگ با آنان برابری كنند!

مقاومت نیوز به گزارش  تبیان

كشف حجاب رضاخانی به نوعی تهدید «ناموس ملی» و رواج نوع جدیدی از «ابتذال» بود و به همین جهت با مخالفت صریح، قاطع و مستمر روحانیت و طبقات مختلف اجتماع مواجه شد. البته رضاخان در آن اقدام فرهنگی! از انواع روش‌های خشن نظامی ـ پلیسی استفاده كرد. چادر را از سر زنها، در ملأعام كشید. آنان را مجبور نمود كه با برهنگی و بدون حجاب در جامعه حضور پیدا كنند ـ در این راه از تطمیع، تهدید، پول و وعده دریغ نشد و...

چه بسیار بانوان مۆمنه‌ای كه حجاب ملی و دینی‌شان را با بذل خونهای پاكشان پاس داشتند.

اما موضوع كشف حجاب در كشوری مانند ایران كه همه جمعیتش مسلمان هستند، با دشواریهای فراوانی روبرو شد. در این مقاله با ارائه اسنادی تلاش شده تا ضمن نشان دادن تلاش حكومتگران برای اجرای كشف حجاب، گوشه‌هایی از مقاومت مردمی نیز به تصویر كشیده شود.

روز 22 دی 1314 یعنی 5 روز پس از دستور رضاخان برای كشف حجاب، میرزا علی اكبرخان داور وزیر مالیه طی بخشنامه‌ای برای ادارات مالیه سراسر كشور، مقرر كرد كه به مأمورین دولتی متناسب با حقوق‌شان وام داده شود تا با انگیزه بیشتری به مقابله با حجاب زنان بپردازند. در این بخشنامه تأكید شده برای مأمورینی كه حقوقشان تا سقف 200 ریال است، یك وام 200 ریالی و به مأمورینی كه بیش از این رقم را دریافت می‌دارند مطابق میزان حقوق ماهانه‌شان وام داده شود و از پایان حقوق بهمن آنها تا مدت 6 ماه مهلت داده شود وام دریافتی را در 6 قسط بازگردانند.(1)

فتح‌الله پاكروان تولیت آستان قدس رضوی نیز در نامه‌ای به رئیس‌الوزراء از توسعه پدیده بی‌حجابی در مشهد اظهار خشنودی كرده و به وی مژده داد كه قصد دارد به زودی ورود خانمهای محجبه به صحن و حرم مطهر امام رضا(ع) و بیوتات شریفه ممنوع شود و از ورود زنان چادری به حرم جلوگیری به عمل آید. وی سپس از رئیس‌الوزرا خواست مراتب را به «خاكپای ملوكانه» برساند.(2)

روز 22 دی 1314 یعنی 5 روز پس از دستور رضاخان برای كشف حجاب، میرزا علی اكبرخان داور وزیر مالیه طی بخشنامه‌ای برای ادارات مالیه سراسر كشور، مقرر كرد كه به مأمورین دولتی متناسب با حقوق‌شان وام داده شود تا با انگیزه بیشتری به مقابله با حجاب زنان بپردازند

در همین رابطه به موجب نامه دیگری از محمود جم نخست‌وزیر به تولیت آستان قدس رضوی برای شركت زنان بی‌حجاب در مساجد و روضه و آستانه، ترتیب خاص وجود ندارد. حتی تأكید شده كه «اگر میسر است در مجالس روضه، زنان و مردان روی نیمكت یا صندلی بنشینند.(3)

گزارش دیگری حاكی است كه ابوالقاسم فروهر وزیر كشور در 15 اسفند 1316 طی بخشنامه‌ای به كلیه وزارتخانه‌ها به مخالفت بسیاری از مأموران دولتی با روند كشف حجاب اشاره كرده و هشدار داده كه مأموران خاطی تحت پیگرد قرار می‌گیرند. در این بخشنامه تصریح شده كه مأموران دولتی از بیرون آوردن همسران خود از منزل امتناع می‌ورزند.(4)

در 28 شهریور 1317، از «حكومت سبزوار» نامه محرمانه‌ای به وزارت داخله (وزارت كشور) نوشته شد. در این نامه، شهروزی حاكم سبزوار با اشاره به اینكه به هنگام دعوت از مقامات محلی و همسرانشان برای حضور بدون حجاب در جشنها بسیاری از آنان دعوت را نمی‌پذیرند تصریح شده بود «در مراسم جشنی كه به مناسبت وصول خبر نامزدی قریب‌‌الوقوع ولیعهد با فوزیه (مراسم عقد محمدرضا پهلوی و فوزیه روز 24 اسفند 1317 در قاهره برگزار شد) ترتیب یافت از 136 نفر مدعو در مجلس 106 نفر یا نیامدند و یا بدون همسر خود حاضر شدند. وقتی قضیه را با شهربانی مطرح كردیم غائبین عموماً یا خبر از بارداری همسرانشان، یا وضع حمل آنها، یا مریض بودن آنها دادند و یا مدعی شدند كه همسرشان در مسافرت بوده است. برای اینكه موضوع روشن شود كمی بعد دستور داده شد عموم آنها به مجلس روضه و وعظ و خطابه دعوت شوند تا مشخص شود كه ادعاهایی كه بابت غیبت بانوان خود مطرح كرده‌اند، درست بوده است یا خیر.(5)

در نامه دیگری كه به تاریخ 16 بهمن 1320 از سوی استاندار كرمان برای وزارت كشور نوشته شده، آمده است كه در جشن فرهنگ روز 15 بهمن از مجموعه آقایان رۆسای لشكری و كشوری دعوت شده به مراسم تنها سه نفر از بانوان آنها شركت كردند و سایر آقایان تعمداً بانوان خود را نیاوردند. استاندار كرمان سپس با خشم می‌نویسد «بنده احساس می‌‌كنم كه ارتجاع دوباره مشغول نشو و نماست و اگر جلوگیری نشود عنقریب روضه‌خوانی و شیون زنان و راه انداختن كتل و چادر سیاه و پیچه دوباره عرض اندام خواهد كرد.(6)

در نامه‌ای كه محمود جم رئیس‌الوزراء در آبان 1316 به دفتر مخصوص شاهنشاهی نوشته از قول استاندار خراسان متذكر شده كه در بعضی نقاط این استان از جمله قائن و قصبه كاخك عمل كشف حجاب پیشرفت نداشته و به همین دلیل به توصیه استاندار مذكور خواستار جلب موافقت دفتر مخصوص شاهنشاه برای بازداشت و تبعید «عاملان تحریك» گردیده. طبق اسناد، دفتر مخصوص شاه نیز در نوشته خود در حاشیه نامه با این توصیه موافقت كرده و در نتیجه محمود جم در نامه دیگری به استاندار خراسان خواستار بازداشت و تبعید عاملان عدم پیشرفت كار كشف حجاب در منطقه شده است.(7)

روز 30 خرداد 1315 حاكم كاشمر در نامه‌ای به استاندار خراسان كه نسخه‌ای از آن برای وزارت داخله نیز ارسال شد، در بیان اقدامات خود نوشت كه به حمام‌های زنانه اخطار كرده كه زنان بدون كلاه و با چارقد را راه ندهند حتی مأمورینی را نیز گماشته كه میزان انجام وظیفه حمام‌داران زنانه را گزارش كنند. طبق این نامه به گاراژداران نیز تأكید شده كه از سوار كردن زنانی كه چارقد دارند و كلاه به سر نمی‌گذارند خودداری ورزند. در پایان نامه تصریح شده كه برای گرفتن بهانه از زنانی كه مدعی هستند پول لازم برای تأمین هزینه تهیه كلاه را ندارند نیز به نمددوزان دستور داده شده كه «از نمد كلاه بسازند» و آنها را ارزان عرضه كنند.(8)

در نامه دیگری نماینده معارف دامغان در 22 دی 1315 به وزارت معارف و اوقاف مركز می‌‌نویسد در جشن كشف حجاب 17 دی امسال كه در سالن دبستان پهلوی منعقد شده بود جز حكمران، فرمانده امنیه، رئیس شهربانی و پزشك بهداری و همچنین چند عضو اداره معارف كسی حضور نداشت و علت آن همانا عدم پیشرفت صحیح «تجدد نسوان دامغان» بود.(9)

در نامه دیگری مدیر دفتر پست و تلگراف گناباد در 31 خرداد 1314 به رئیس‌الوزرا می‌نویسد: در مدت 20 روزی كه من در این قصبه وارد شده‌ام 20 زن ندیده‌ام تا ناظر بر میزان پیشرفت كشف حجاب آنها باشم. فقط معدودی اعضای خانواد مأمورین شهربانی كشف حجاب را رعایت می‌كردند حتی زنان برای حمام رفتن در ساعات شب از طریق بامهای متصل به هم خود را به حمام می‌رسانند.(10)

روز 30 خرداد 1315 حاكم كاشمر در نامه‌ای به استاندار خراسان كه نسخه‌ای از آن برای وزارت داخله نیز ارسال شد، در بیان اقدامات خود نوشت كه به حمام‌های زنانه اخطار كرده كه زنان بدون كلاه و با چارقد را راه ندهند حتی مأمورینی را نیز گماشته كه میزان انجام وظیفه حمام‌داران زنانه را گزارش كنند

این مقاومتها و مشكلات ناشی از آن بود كه رضاشاه نتوانست این حقیقت را بفهمد كه مبارزه با حجاب در كشوری كه دین سرمایه اصلی مردم است مبارزه‌ای بی‌حاصل است.

در بعضی نوشته‌های اشرف دختر رضاخان پهلوی دیده شده كه وی از اقدام پدر خود در مورد كشف حجاب با طعنه و انتقاد یاد می‌كرد. اشرف در یك جا گفته بود:

«در شرایطی كه من هرگز احساس نكرده بودم كه وی (رضاخان) مایل است از كنترل شدیدی كه درخانه نسبت به ما اعمال می‌كرد، بكاهد، تصمیم گرفت كه ملكه، خواهرم، شمس و مرا بدون چادر به مردم تهران نشان دهد! پدرم در خانه حالت مردان یك نسل قبل را داشت. خوب به خاطر دارم كه یك روز با پیراهنی بی‌آستین سر ناهار حاضر شدم و او دستور داد كه فوراً بروم و پیراهنم را عوض كنم. اما به عنوان پادشاه حاضر شده بود احساس‌های شدید شخصی خود را كنار بگذارد. قرار شد من و مادرم و خواهرم شمس بدون چادر و بی‌حجاب در مراسم جشن فارغ‌التحصیلی دانشسرای تهران شركت كنیم. در زمستان 1314 بود كه مردم برای اولین بار روی ملكه ایران و دخترانش را دیدند.(11)