خدایا دست ما کوته ز یار است

عزیز فاطمه کنج خرابه است

دوباره عمه در فکر سه ساله است

یزید اینک به دنبال بهانه است

رسان ما را به آن پرده ‌نشینان

که دشمن بار دیگر در خیام است

دو دست آن امام گر بسته گردید

کنون درها به رویم بسته گردید

مگر یاد پدر کرده است دوباره

که تهدید می‌شود با تازیانه

مگر از خواب ناز بیدار گشته

که امروزش چو دیروز بازگشته

مگر با گریه بابا جستجو کرد

که با عمه دوباره گفت‌وگو کرد

حرامی سرمیان یک طبق داشت

تو گویی باز اینگونه بسر داشت

اگر بر دل چنین دردی هویداست

اگر باز اینچنین نقشی به سرهاست

خدا داند، حرم هم یاس دارد

علمداری چنان عباس دارد

کند مولای ما گر حکم بر جنگ

بماند جمله بر دشمن همی ننگ

زمین و آسمانش می‌شود تنگ

شود دشمن ز کار خود به خون رنگ

بسیجی‌های عالم دست به کارند

فشار از شرق و غرب با هم بیارند

برادر زادگان حضرتش بین

زند سیدحسن آتش برین کین

زند بر ملحدان بی‌مروت

ز دریا و زمین با هر چه قدرت

سگان هرزه گرد وادار گردند

ز این ایده به کلی بازگردند

ببینند جملگی ارباب رفته

هم از روی زمین بر آب رفته

نصحیت می‌کنم شیطان اکبر

که این جمله بخوان تا که شوی بر

هر آن کس با علی گویند در افتاد

کنون نسلش ز این دنیا ور افتاد

سخن کوتاه هادی، کردم اینک

به وقت جنگ باشد جمله یک رنگ

به گزارش افکار